X
تبلیغات
کهک تفرش
 
معرفی روستای کهک تفرش
 
در خانواده ای مومن و زحمتکش در روستای کهک تفرش پا به عرصه ی گوی خاکی نهاد . سختی کار و محرومیت های مختلف از او جوانی رشید و برومند ساخت. عشق به کار و کوشش و مناعت چهره اش را در میان خانواده و فامیل مستنی می کرد.
مظلومیش زبانزد بود . از دستانش هنر می بارید و خاک را به نظر کیمیا می کرد.
افسوس که هرگز زمینه ی شکوفایی استعدادهایش فراهم نشد. هنوز هم بعضی از نقاشی هایش خانه های خویشان را زینت بخش است. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و از نوجوانی به کار مشغول شد و کار و تلاش او را فولاد آبدیده ساخت.
و زمانی که عده ای مرفه بی درد به هر دری می زدند که روزنه ای برای فرار از جنگ پیدا کنند و با پل دنیا را بخرند و دین را بفروشند عاشقانه وارد خدمت مقدس سربازی شد و برای دفاع از دین و ناموس و کشورش سر از پای نشناخت و چون شیر در بیشه های کردستان خروشید و سرانجام جهان مادی را کوچکتر از روح بلند خویش دید و آسمان پاک بر قلب صافش رشک می برد . گویا مژده دیدار را شنیده بود که درآخرین مسافرت وعده ی دیدار را به قیامت حواله کرده بود و سرانجام در بیست سالگی عروس زیبای شهادت را در آغوش کشید و فرشتگان را به ترنم واداشت که :
سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا
و خود با افتخار سرود که :
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
حدیثم نکته ی هر محفلی بود.

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 1:35  توسط علی اکبر حیدری  | 
امیر حمزه صابری اهل روستای کهک تفرش و فارغ ااتحصیل دانشگاه باهنر کرمان بازنشسته دفتر فنی استانداری مرکزی  که روی سنگ های مختلف قیمتی از جمله عقیق فیروزه و الماس ایات نورانی وحی را با خطوط مختلف حک کرده است  و در خوش نویسی تلاش داشته تا خط طغری را که فراموش شده احیا نماید.

گفتنی است امیر حمزه صابری از اولین دارندگان مدرک ممتاز خوشنویسی در تفرش است و وی از محضر اساتیدی در زمینه خط چون استاد فتحعلی واشقانی ، استاد کابلی بهره برده وبا تسلط بر خطوط نسخ ،ثلث، کوفی، نستعلیق، شکسته نویسی و طغری از جمله معدود اساتید حکاکی آیات قرآنی و احادیث و چپ نویسی است و دارای مقام های شاخصی در مسابقات کشوری در زمینه خوشنویسی است .


  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 1:27  توسط علی اکبر حیدری  | 
سید علی‌اکبر حیدری (زادهٔ ۱۳۲۰ - روستای کهک تفرش ) کشتی‌گیر آزادکار سابق ایرانی است که برندهٔ یک مدال برنز المپیک و یک مدال نقرهٔ‌ بازی‌های آسیایی در دستهٔ ۵۲ کیلو شده‌است. وی همچنین یکی از مربیان تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۷۷ بود.

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 0:23  توسط علی اکبر حیدری  | 

یکی از گویش های رایج در روستا بوره بشو burabaso» به معنای بیا و برو نامیده می شود. این گویش تا پنجاه سال پیش در محله مشهد شهر تفرش نیز رواج داشت، اما اکنون تقریبا از بین رفته و فقط در روستای کهک، مردم با این گویش تکلم می کنند. بور بشه مخفف عبارت «بوره بشیمان» است که معنای بیا برویم می دهد.

«محمد میرشکرایی»، مردم شناسی که در ارتباط با شهرستان تفرش تحقیق کرده است، درباره این گویش می گوید: «زبان اهالی روستای کهک، گونه ای از «تاتی» و به اصطلاح خودشان «باباطاهری» یا «کیکی Kiyaki» و به اصطلاح مردم تفرش «بوره بشو» است. در حوزه مرکزی تفرش، کهک تنها روستایی است که مردم آن به زبان تاتی که به نظر من لایه زیرین زبانی این منطقه است، صحبت می کنند

برخی ازکلمات و اصطلاحات گویش مردم کهک در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 23:1  توسط علی اکبر حیدری  | 

این بنا مدفن شاهزاده قاسم بن حمزه بن امام موسی کاظم (ع) و حمزه بن علی بن حمزه می باشد.
ساختمان مزبور در دوران صفویه (قرن دهم هجری) بنا شده است و مشتمل بر یک بقعه و گنبد با چهار ایوان و چهار حجره غرفه‌دار مى‌باشد.
در وسط بقعه، صندوق منبت و نفیسى به تاریخ 923 هـ.ق و کار استاد یعقوب قمى قرار گرفته است. همچنین این بقعه درى بسیار قدیمى به تاریخ 800 هـ.ق دارد. 
این بنا در روستای کهک قرار دارد و در کنار آن یک درخت چنار کهنسال قرار دارد.
این بنا در تاریخ 25/12/1379 با شماره 3531 جزو آثار ملی به ثبت رسیده است.

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:56  توسط علی اکبر حیدری  | 

این روستا از دهستان بازرجان٬ بخش مرکزی٬ شهرستان تفرش٬ استان مرکزی می باشد.در طول جغرافیایی ۴۰ً  ۵۰ْ و عرض جغرافیایی ۴۲ً  ۳۴ْ و ارتفاع ۲۱۱۰ متر از سطح دریا و  پایکوهی٬ معتدل و خشک و سه کیلو متری شرق تفرش قرار دارد.کوه بیدیران در شمال کوه تخته سنگی در شمال شرقی و کوه زید الدین در یک کیلو متری جنوب شرقی آبادی واقع است.دره زید الدین در شرق آبادی است. آنچه از گفته ریش سفیدان و اهالی روستا و به خصوص اعضای شورای اسلامی روستا برمی آید پیدایش اولیه روستا در جنوب امامزاده قاسم روستای کهک می باشد که عوامل پیدایش روستا را عمدتاْ آب فراوان و موقعیت مناسب قرار گیری روستا و همچنین امامزاده می دانند بنا به گفته شورای اسلامی روستای کهک٬ قبلاْ کوهک بوده که بعدها تبدیل به کهک شده است در مورد تاریخچه امامزاده قاسم چنین به نظر می رسد که امامزاده از دوره صفوی وجود داشته وسال تأسیس آن به حدود ۴۰۰ سال قبل برمی گردد.گویش اهالی روستای کهک لهجه باباطاهری می باشد که در نوع خود درحال حاضر خیلی جالب می باشد.نام اولیه روستا بنا به گفته ریش سفیدان قدیم کوهک بوده که دلیل واقع شدن در دامنه کوه و سنگی بودن منطقه و بستر روستا می باشد که بعداْ به کهک تبدیل شده است. طایفه های عمده  روستای کهک٬ طایفه های حیدری٬ صابری٬ نعمتی و عسگری می باشند. ولی هم اکنون مرزبندی چندانی بین طایفه ها وجود ندارد. روستای کهک دارای سه مسجد دو حسینیه و یک امامزاده می باشد. اسامی مساجد عبارت است ازمسجد جامع و مسجدحاج سلیمان ( تأسیس سال ۱۳۰۵) و مسجد مرکزی تأسیس سال ۱۳۳۱ می باشد و دو حسینیه به نامهای تکیه بالا و تکیه پایین که در کمتر روستایی از ایران می توان نام برد که درآن دو حسینه داشته و آن هم در ماه محرم با اشتیاق خاص مراسمات برگزار شود٬! جایگاهی هستند برای مراسم شبیه خوانی٬ مراسم سینه زنی و زنجیر زنی که در این مکانهای مذهبی برگزار می شود.

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 0:0  توسط علی اکبر حیدری  | 

استاد رضا حيدري پدر تعزیه سنتی ایران كه در سال 1318 خورشيدي و در مهد تعزيه ايران - تفرش - روستای کهک - متولد شده، از جمله شبيه خوان هاي مشهور است كه اين حرفه را از اوان كودكي نزد پدر خويش آموخت و توانست نسل فعلي شبيه خواني ايران را پرورش دهد. استاد حيدري، محقق و نسخه نويس، هنرمندي است زبردست در اجراي نمايش تعزيه و از جمله معدود شبيه خوان هايي است كه مطالعات تحقيقاتي در زمينه تعزيه و تاريخ اسلام داشته و در راه اصلاح تحريفات موجود در تعزيه نامه ها تلاش هاي فراواني كرده و اين ويژگي ها، وي را از ساير شبيه خوان ها متمايز ساخته است. او كه از صدايي زيبا و شيوا بهره مي برد، آشنايي كامل به دستگاه هاي موسيقي اصيل سنتي دارد و به گفته شبيه خوان هاي صاحب نام معاصر، استادي مسلم و جزو برجسته ترين شبيه خوان هاي اين سرزمين است.

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1378ساعت 0:0  توسط علی اکبر حیدری  | 
شهید مرادعلی صابری فرزند مرحوم عباس در سال 1339 در روستای کهک تفرش پا به عرصه ی وجود گذاشت. آن چنان که خاصیت روستا است، صفا و صداقت و پاکدامنی را به وی ارزانی داشت.

تحصیلات ابتدایی را در دبستان روستای زادگاهش و مقاطع راهنمایی و متوسطه را در مدرسه ی چمران و هنرستان فنی کاریابی تفرش سپری کرد.

در سال 59 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و مدت دو سال در کوره ی جنگ، آبدیده شد. پس از پایان خدمت، در دبیرستان دکتر بهشتی منطقه 9 تهران، به عنوان مربی طرح کاد مشغول خدمت شد؛ اما روح بلند و آزاده اش، فقط در جبهه ها آرام می گرفت و عطش عشق به نظام و کشور در وجودش، تنها با رزم بی امان با ملحدین متجاوز فرو می نشست؛ به همین دلیل تا سال 1365 مرتب به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفت و آمد داشت.

در عملیات آزادسازی فکه زخمی شد و ترکش در جسمش جا خوش کرد و با وجود تشکیل پرونده ی پزشکی و ممنوعیت از رزم، از بستری شدن در بیمارستان امتناع کرد و گفت:"تخت بیمارستان را باید کسانی اشغال کنند که شدت جراحتشان بیشتر از من است ."

سرانجام در عملیات کربلای 5 به سال 1365 در شلمچه به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد و بقایای پیکر مطهرش پس از 8 سال، به زادگاهش منتقل و به خاک سپرده شد

از شهید صابری دو فرزند به یادگار مانده است.

نامش جاودانه باد

برزخم هزارساله مرهم شده ای

سردسته عاشقان عالم شده ای

افزون شده از نام تو آوازه ی عشق

هرچند زجمع عاشقان کم شده ای

فرازهایی از وصايای شهيد:

خداوندا! از تو مي خواهم که مرا تا آخر، محکم و استوار در راهت نگاه داری تا با دشمن بعثي بجنگم و از دين تو دفاع کنم و سرانجام شهادت را به من هديه دهي.

از تو مي خواهم که عشق چمران را در من تقويت کني وبه اندازه ای مرا در آتش عشقت بسوزاني، تا همان شوم که تو مي خواهي .

از تو مي خواهم که امام را برای رهبری امت ونجات اسلام حفظ کني تا اين کشتي نجات را، به سرمنزل مقصود برساند.

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1378ساعت 0:0  توسط علی اکبر حیدری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM